|
دیدی اونم رفت اونم تنهام گذاشت رفت |
|
عشق گمشده(من از تو هم گذشتم) |
این شب ها چشم های من خسته است گاهی اشک گاهی انتظار این سهم چشم های من است...![]()

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 15:18 توسط مریم01 |
خسته ام از بغض کهنه ی عشق سنگینه تحملش تو صدام
خوبه که به یاد تو قانعم میتونم بگذرم از شکوه هام باورش سخته ولی من میرمو چیزی ازت نمیخوام اما بدون هر جا برم بعد تو بغض عشق میمونه از تو برام بغض من وا نمیشه تو صدام خدایا یه دریا گریه میخوام نفهمید اون که باید میدونست بیشتر از جون هنوز عزیز برام جدایی هیچی تموم نمیشه عاشق از عاشقی سیر نمیشه بگو تو اگه عاشق نبودی عاشقت از تو دلگیر نمیشه بغض عشق مونده هنوز تو صدام هنوزم هیچی ازت نمیخوام عاشقت بودم و از عاشقی جز غمت هیچی نمونده برام اما من هنوز به پات مونده ام یه لحظه بی درد نیاسوده ام از جدایی خیلی اگه گذشته اما هنوز به عشقت الوده ام بگید چشاش به در بود نیومدی سراغش بگید به یاد تو بود نیومدی سراغش بگید که تک پرت بود نیومدی سراغش بگید که عاشقت مرد دیگه نیا سراغش 
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 21:13 توسط مریم01 |
گر زندگی زیبا بود کودک هنگام تولد گریه نمی کرد
اگر دشمن پیدا کردی بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی خیانت دیدی بدان قیمت بالاست ترکت کردن بدان لیاقت میخواد ای دوست دلت همیشه زندان من است آتشکده عشق تو ازآن من است آن روز که لحظه وداع من و توست آن شوم ترین لحظه پایان من است 
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:2 توسط مریم01 |
تو رو خدا گریه نکن بخاطر منم شده بذار خیال کنم دلت راضی به رفتنم شده گریه کنی نمیتونم اشکاتو طاقت بیارم فدای اشکات خانمی اخ که چقدر دوست دارم میرم ولی کنار چشات عشقمونو جا میذارم دلم میخواد نرم ولی روی دلم پا میذارم تو هم میخوای نرم ولی تو هم مثله منی پر غرور مرگه منه وقتی برم از پیش تو یه جای دور خط بکش روی خاطره ها عکس هامو پاره کن نبین من به بلای عشقمون کهنه شدم نازنین دست بکش روی اسمون ها ستاره ی تازه بچین من چه کنم بی عشق تو وقتی شدم تنها ترین من از خدا میخوام کمک خودت فراموشم کنی منم خوشم که تا ابد عروسک خیالمی خدا کنه لحظه ی جدایی نرسه(ج) 
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 23:33 توسط مریم01 |

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 17:46 توسط مریم01 |
اجازه هست عشق تو رو تو كوچه ها داد بزنم؟ رو پشت بوم خونه ها اسمتو فرياد بزنم؟ اجازه هست مردم شهر قصه ي ما رو بدونن؟ اسم منو عشق تو رو توي كتابا بخونن؟ اجازه هست كه قلبمو برات چراغوني كنم؟ پيش نگاه عاشقت چشمامو قوربوني كنم؟ اجازه مي دي تا ابد سر بذارم رو شونه هات ؟ روزي هزار و صد دفعه بگم كه مي میرم برات؟ 
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 0:47 توسط مریم01 |
تولدت مبارک از دیدن نور ماه یه عمره بی نصیبیم *** فرقی نداره بی تو بهارمون باپاییز نمی بینی که شعرام همه شدن غم انگیز *** غصه نخور مسافر اونجا هوا که بدنیست اینجا ولی آسمون باریدن هم بلد نیست *** غصه نخور مسافر فدای قلب تنگت فدای برق ناز اون چشمای قشنگت *** غصه نخور مسافر تلخه هوای دوری من که خودم می دونم که تو چقدر صبوری *** غصه نخور مسافر بازم میآی بزودی مارو بگو چه کردیم از وقتی تونبودی
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 11:26 توسط مریم01 |
دست اونی که واست خیلی عزیزه سرد بشه جسمشم خدا ازت بگیرره و نتونی حسش کنی
فقط واست اخاطرست می مونه و
از همه روزهای رفته حسرت دوباره دیدنش عذابت میده و
...از خدا میخوای دوباره
....دست توی دستات بذاره
دست توی دستات بذاره
آخ که زندگیم چه تلخه...ارزش غم و نداره

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 11:9 توسط مریم01 |
باز باران
یک دل خسته ز غم
می نویسم دفترم را خط به خط
تکرارهای بد
من ز تقدیر زمان می ترسم

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 19:18 توسط مریم01 |
دردم را به كه گويم ؟
خواستم با نسيم بگويم ،سر گرم چمن بود
خواستم بنشينم كنار دريا ،سر صحبت را باز كنم،با ساحل غرق گفتگو بود،
پيچك ناز مي كرد بر سپيداري كه بر تنه اش پيچيده بود و....
خواستم با تو بگويم اما در خلوتت صداي غريبه اي را شنيدم
درد خود را نگاه خواهم داشت ،شايد اين سوختن خوشتر از آن افروختن باشد

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 19:14 توسط مریم01 |
| |||||||